انواع و طرز تهیه غذا با جوانه گندم برای کودکان و نوزاد

پنج‌شنبه 13 اردیبهشت 1397 ساعت 15:41

انواع و طرز تهیه غذا با جوانه گندم برای کودکان و نوزاد

غذا با جوانه گندم ، غذا با جوانه گندم برای کودک ، غذا با جوانه گندم برای کودکان ، غذا با جوانه گندم و ماش ،غذا با جوانه گندم برای نوزاد،غذایی با جوانه گندم،انواع غذا با جوانه گندم،تهیه غذا با جوانه گندم،غذا با پودر جوانه گندم،پخت غذا با جوانه گندم،غذای کودک با جوانه گندم،غذاهای با جوانه گندم،انواع غذاها با جوانه گندم،دستور غذا با جوانه گندم،انواع غذا با آرد جوانه گندم،انواع غذا با پودر جوانه گندم،طرز تهیه انواع غذا با جوانه گندم

غذا با جوانه گندم ، غذا با جوانه گندم برای کودک ، غذا با جوانه گندم برای کودکان ، غذا با جوانه گندم و ماش

انواع و طرز تهیه غذا با جوانه گندم برای کودکان و نوزاد در بخش مواد غذایی و تغذیه سایت جسارت.امیدواریم این مطلب مورد توجه و عنایت شما سروران گرامی قرار گیرد.

غذا با جوانه گندم حلیم

برای تهیه این غذا به 6 پیمانه جوانه گندم و مقداری شکر و  200 گرم کره و نمک و دارچین نیاز داریم.یک تا سه روز قبل ، گندم را بخیسانید و هر روز آبش را عوض کنید در عرض سه روز گندم جوانه می زند. بدین شکل گندم سرشار از ویتامین است. سپس گندم را در صافی ریخته ، خوب با آب سرد بشویید و دو ساعت در صافی بگذارید تا کاملا آبش گرفته شود و تقریبا خشک شود. بعد آنها را آسیاب کرده یا کاملا بکوبید تا له شود، سپس به مقدار کافی آب به آن افزوده و بگذارید تا خوب بپزد. بعد به آن مقدار نمک اضافه کنید و با یک قاشق چوبی مرتب هم بزنید تا کاملا جا بیفتد. وقتی حلیم پخت ، ۱۰ دقیقه قبل از سرو حلیم نصف کره را به آن اضافه کرده و هم بزنید تا جا بیفتد . سپس حلیم راسرو کرده و روی آن را با شکر و دارچین و م قداری کره ی آب شده تزئین کنید. این غذا برای ۶ نفر کافی می باشد . همچنین در صورت تمایل می توانید گوشت را جدا پخته و ریش ریش کرده و به حلیم بیفزاید و میل نمایید . این غذا برای افطاری معرکه است.

سالاد جوانه گندم

برای درست کردن این سالاد به یک چهارم لیوان روغن زیتون و سرکه سیب و کشمش نیاز داریم.یک لیوان جوانه گندم و نصف لیوان کلم سفید ریز خرد شده و هویج رنده شده و ذرت پخته نیاز داریم.فلفل دلمه ای به مقدار سه چهارم لیوان ، زیتون 20 عدد و نمک و فلفل به دلخواه نیاز داریم.تمامی مواد فوق را با هم مخلوط می کنیم، در ظرف مناسبی یک تا دو برگ بزرگ کلم را در ته ظرف قرار می دهیم و مواد را داخل آنها می ریزیم و دور تا دور آن را با جوانه گندم پر می کنیم. هنگام سرو مخلوطی از نمک و فلفل و سرکه و روغن زیتون را روی سالاد میریزیم در صورت تمایل می توانید به جای روغن زیتون از روغن های دیگر مخصوص سالاد هم استفاده کنید و در صورت نداشتن رژیم خاص غذایی می توانید از انواع سس سالاد نیز استفاده کنید.

سوپ جوانه گندم

جوانه گندم                                            ۱۲۰ گرم
آب                                                       ۴ پیمانه
عصاره ماهی                                         ۱۲ گرم
سس سویا                                           ۱ قاشق غذاخوری
سیر                                                    ۱ حبه
پیازچه                                                 ⅓ پیمانه
نمک                                                   ½ قاشق چایخوری
فلفل قرمز                                           به میزان لازم
جوانه گندم را با چهار پیمانه آب و عصاره ماهی یا میگو (که به صورت فشرده مکعبی یا پودر عرضه میشود) درون قابلمه ریخته و روی شعله قرار می دهیم تا به مدت پنج دقیقه با حرارت ملایم بجوشد. حالا سیر خرد شده، سس سویا، نمک و در صورت دلخواه مقداری فلفل را اضافه کرده و دوباره برای پنج دقیقه می‌پزیم. سپس پیازچه خرد شده را اضافه کرده و بعد از دو دقیقه شعله را خاموش کرده و سوپ را سرو می کنیم

طرز تهیه سوپ جوانه گندم

برای تهیه سوپ جوانه گندم ابتدا پیاز را ریز خرد کنید و یا رنده بزنید و داخل تابه بریزید. سیر را هم رنده کنید و با مقداری کره تفت دهید. قارچ را ریز خرد کره و اضافه کنید. جوانه گندم را بعد از شستن داخل مواد قبلی ریخته و کمی تفت دهید تا بوی خامی آن گرفته شود. آب مرغ یا گوشت را داخل قابلمه بریزید. در صورت تمایل می‌توانید مقداری بال و گردن مرغ را نیز با آب مرغ به سوپ اضافه کند و بعد از پخت، گوشت آن‌ها را از استخوان جدا کرده و داخل سوپ بریزید. جو پرک و بقیه مواد را نیز اضافه کنید و اجازه دهید مواد کمی بجوشند. بعد حرارت را کم کنید و کمی نمک و فلفل به سوپ بزنید. در آخرین مرحله، رب، گشنیز یا جعفری خردشده و آبلیمو اضافه کنید و یکی دو جوش که زد، از روی حرارت بردارید. سوپ جوانه گندم خوشمزه، سالم و مقوی شما آماده است.

نارنج

یکشنبه 9 اردیبهشت 1397 ساعت 08:49

آشنایی با خواص نارنج برای پوست و سرماخوردگی و لاغری

در این مطلب از سایت جسارت به فواید و خواص نارنج برای پوست و سرماخوردگی و لاغری می پردازیم.امیدواریم این مطلب مورد توجه شما سروران گرامی قرار گیرد.این میوه از گروه مرکبات است. آب نارنج ترش، مطبوع و سرشار از ویتامین C است و بار بسیار یاز غذاها می تواند یک چاشنی باشد.این میوه  از جمله میوه هایی است که برای اعصاب، دفع سنگ کلیه و مثانه، گلودرد و فشار خون بسیار مفید است.این میوه‌ای که در ایران به فراوانی تولید می‌شود و محصولات جانبی متعددی نیز دارد. میوه درختی بزرگ و زیباست با برگهایی بزرگتر و خوشبوتر از برگهای درخت لیمو دارد. شکوفه‌های آن که بسیار خوشبو است که بهارنارنج نامیده می‌شود. در بعضی مناطق در تمام فصول سال می‌توان میوه نارنج را بر روی درخت آن دید. در حالیکه هنوز میوه سال گذشته بر درخت است میوه‌های جدید هم در حال رسیدن هستند. شکوفه نارنج (بهار نارنج) طبیعت(مزاج) = گرم و خشک، بوییدن آن شادی آور، تقویت کننده مغز و از بین برنده آبریزش بینی (زکام) است. از این شکوفه ها مربای لذیذی تهیه می‌شود که خواص مفید شکوفه آن را دارد. اگر یک قاشق مرباخوری از گل شکوفه خشک نارنج را به یک فنجان آب جوش اضافه کنید و در فنجان را ببندید بعد از ۱۰ دقیقه نوشیدنی بسیار خوشبو و نشاط آوری آماده می‌شود که خوردن آن به همه توصیه می شود

نارنج ، خواص نارنج , نارنج و لاغری و دیابت

خواص نارنج :

– این میوه باعث می شود غذا راحت تر هضم شود

– اگر دچار یبوست شدید آنرا با شکر بخورید که درمان یبوست است

– برای درمان گلودرد و درمان سرفه و فشار‌ خون بایستی نصف لیوان آب آن را با یک قاشق عسل مخلوط کرده و بعد از غذا بخورید.

– این میوه می تواند نقش ضد عفونی کننده را داشته باشد

– ضماد پخته این میوه که پوست و هسته هم داشته باشد، برای جرب، خارش، جوش هاى پوستی و نرم کردن پوست بدن و موى سر بسیار مفید است♦

این میوه باعث افزایش انرژی بدن می شود و همچنین به هضم غذا کمک می کند

این میوه به دلیل غنی بودن از ویتامین C یکی از آنتی‌اکسیدان‌های طبیعی و عالی محسوب می‌شود. البته باید توجه داشته باشید که آبگیری و حرارت می‌تواند تا حدودی باعث تخریب ویتامین C موجود در آن گردد پس خوردن میوه ان توصیه میشود
عرق بهار نارنج ، نشاط آور، تقویت کننده مغز، باز کننده گرفتگی مجاری بینی، از بین برنده ترشحات سینوس‌ها و دستگاه تنفس است

نارنج ، خواص نارنج , نارنج و لاغری و دیابت

بهار نارنج :

شکوفه این میوه را بهار نارنج می گویند که اثرات زیر را دارد:

– درمان بى خوابى هاى عصبى است، ولى زیاده روى در خوردن و بوییدن آن بى خوابى ایجاد مى نماید.

– برای دفع سنگ کلیه و مثانه بایستی عرق بهار نارنج را با ساقه کرفس مخلوط کرده و میل کنید.

– ضد تشنج بوده و سکسکه را بهبود می بخشد.

– عرق آن اعصاب را تقویت می کند و درمان بی خوابی است .

– براى رفع قولنج و تقویت اشتها مفید است.

– آروغ و سوزش هاضمه را تسکین مى دهد.

– بوییدن آن برای بهبود سرماخوردگی مفید است .

– مربای آن تقویت کننده ئ معده است.

– عرق آن برای زدودن غم و افسردگی مفید است.

نارنج ، خواص نارنج , نارنج و لاغری و دیابت

پوست میوه نارنج :

– پوست این میوه نشاط آور و تقویت کننده قلب و معده است.

– اگر ده گرم پوست نارنج خشک شده را بکوبید و با آب بخورید، از استفراغ و تهوع جلوگیرى مى کند و انگل هاى معده و روده را از بین مى برد.

– ضماد آن با سرکه روى شقیقه از سردرد جلوگیرى مى نماید و بهبود بخش است.

برگ نارنج :

– برگ آن آرام بخش، ضد تشنج و هضم کننده غذا است.

– بی خوابی و میگرن را معالجه می کند.

– دم کرده برگ این میوه تشنج را رفع می کند.

نارنج ، خواص نارنج , نارنج و لاغری و دیابت

تذکر:

– زیاده روى در خوردن این میوه کبد را ضعیف مى کند، مخصوصا اگر ناشتا خورده شود.

– عرق بهار نا رنج زود فاسد مى شود و کپک مى زند. لذا بایستى همیشه آن را تازه تهیه کرد و در شیشه هاى تیره رنگ نگه داشت.

شکل ظاهری جوز هندی بی شباهت به درخت نارنج نیست زیرا بر روی شاخه های متعدد آن برگهایی متناوب، ساده، کامل، موجدار، بیضوی، نوک تیز، بدون استیبول و چرمی شبیه برگ درخت نارنج به وجود می آید

از درختان بسیار زیبای باغ ارم شیراز می توان به درخت نارنج اشاره کرد

عرق بهار نارنج به جای دیازپام

با توجه به نتایج به دست آمده از یک مطالعه، از بهار نارنج می توان به عنوان یک پیش داروی موثر جهت کاهش اضطراب بیماران قبل از عمل جراحی استفاده کرد. این مطالعه با هدف مقایسه ی تاثیر عرق بهار نارنج و دیازپام بر اضطراب بیماران قبل از عمل جراحی انجام شد.در این مطالعه تعداد 60 بیمار 14 تا 48 ساله مراجعه کننده جهت عمل جراحی، انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 30 نفره تقسیم شدند.
2 ساعت قبل از عمل به گروه یک 100 سیسی عرق بهار نارنج و به گروه 2 محلول یک قرص 5 میلی گرم دیازپام در 100 سی سی آب به صورت خوراکی داده شد. میزان اضطراب موقعیتی پس از مصرف دارو در هر دو گروه مصرف کننده ی بهار نارنج و دیازپام کاهش یافت.

کسانیکه به بیماری‌های قلبی مبتلا هستند، بهتر است بهتر است برای جلوگیری از سکته قلبی این خوراکی‌ها را مصرف کنند: سیب زمینی شیرین (نوعی سیب زمینی که مغز آن نارنجی رنگ است)، شربت نارنج، سبزیجات برگ‌دار سبز، انواع هویج، کلم و سبزیجات (در صورت پخت با حرارت ملایم و مدت کوتاه پخته شود)، کدو تنبل کنسرو شده یا پخته شده، مرغ یا بوقلمون بدون چربی، ماکارونی و سس گوجه کم چرب، سیر و پیاز، پیتزای مرغ، پسته، گردو، بادام، روغن زیتون، شیر بدون چربی، پرتقال همراه با قسمت های سفید رنگ داخل آن، انگور سیاه یا انگور قرمز، میوه های خشک به خصوص زرد آلو خشکه، خرما و آلو خشکه، طالبی، غذا های حاوی نخود و لوبیا، گل کلم.در مقابل نیز از صرف کردن این نوع غذاها باید پرهیز کرد:چربی‌های مضر مثل چربی گوشت و چربی‌های بالای حیوانی، گوشت قرمز، غذاهای سرخ‌کردنی، بستنی، شیرینی، نمک(درصورتیکه فشار خون بالا دارید)، چیپس و مواردی از این قبیل.

نارنج

اشعار محمد مختاری

شنبه 8 اردیبهشت 1397 ساعت 01:00

اشعار محمد مختاری

اشعار محمد مختاری ،اشعار محمد مختار عبدون،اشعار محمد مختار،شعر محمد مختار عبدون،قصائد محمد مختار عبدون،شعر محمد مختاری،شعر محمد مختاری،شعر محمد مختار عبدون،شعر محمد مختار،دانلود کتاب شعر محمد مختاری،شعر نزدیک شو محمد مختاری،شعر های محمد مختاری

اشعار محمد مختاری

در این مطلب از سایت جسارت بهترین اشعار محمد مختاری را در بخش اس ام اس شعر برای شما تهیه کرده ایم .امیدواریم مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد

پیشانی از هجوم وقاحت کبود می‌شود

وقتی که بر مزار شهیدان عبور می‌کنند

وقتی که سینهٔ هوا را می‌شکافند

و باد جامه‌هاشان

بر شعار دیوارها

می‌دمد.

اینان که جامه‌های عزا را به‌عاریت

پوشیده‌اند

از قعر چشم خلق

میراث روشنای شهیدان را

بیرون می‌کشند

گـُل در نهیب تند گلوله شکفت

و اکنون کنار سنبله‌ها

اندام‌های کاکتوسی

سر بر کشیده‌اند.

کلپاسه‌های فربه از سوراخ‌های بیم

در هرم انقلاب خلایق

بیرون خزیده‌اند

وز شانه‌های مردم بالا می‌آیند.

و موج می‌زنند

در آفتاب پیروزی.

خورشید در تلآلؤ اندام‌های حمق

سرافکنده می‌رود.

بازارها که پارچه‌های بلند را

حرّاج کرده‌اند

فوج بلند جامگان را

در‌ چشم آفتاب می‌گردانند

و روز

بر انحنای تند شرارت افول می‌کند. بر چشم‌ها سیاه می‌کشند.

بر قلب‌ها سیاه می‌کشند.

بر شانه‌ها قساوت را می‌گردانند.

و سفره‌ها را

بر گردهٔ خلایق

پهن می‌کنند

خونابهٔ فشردﻩٔ گنجشک‌ها را در هاون

سر می‌کشند

تا باه‌شان بیفزاید.

و سنگ‌های گورستان را آذین می‌بندند

و نام‌های شهیدان را بر تریج قبا

می‌دوزند

اشعار محمد مختاری

کسی نیاستاده است آنجا یا اینجا

پس کجای لبت آزادم کند؟

دو نقطه از هیچ جا تا چشم

که جابه‌جا شده است اما

سایه‌ی بلندم را می‌بیند

که می‌کِشد خود را همچنان بر اضطرابش

شمال، قوسِ بنفشی‌ست تا جنوب

در ابر و مرغ دریایی موجی به تحلیل می‌رود

و آفتاب تنها چیزی که تغییر کرده ‌است

لبت کجاست؟

صدای روز بلند است اما کوتاه است دنیا

درست یک واژه مانده‌ است تا جمله پایان پذیرد؛

و هر چه گوش می‌سپارم تنها

سکوت خود را می‌آرایم

و آفتابِ لبِ بام هم‌چنان سوتش را می‌زند

شکسته پل‌ها پشتِ سر

و پیش رو

شن‌هایی که خاکسترِ جهان است

غروبِ ممتد در سایه‌ی دُرون جا خوش کرده است

و شب که تا زانو می‌رسد تحمل را کوتاه می‌کند.

چگونه است لبت؟

که انفجار عریانی، سنگ می‌شود در بی‌تابی‌های خاموش

هوای قطبی انگار

فرش ایرانی را نخ‌نما کرده است

نشانه‌یی نیست

نگاه می‌‌کنم

اگر که تنها آن واژه می‌گذشت

به طرفه‌العینی طی می‌شد راه

کودک بازمی‌گشت تا بازیگوشی

و در چهارراه دست می‌انداخت دور گردنت

لبت کجاست؟

که خاک چشم به راه است…

اشعار محمد مختار

نرفته باز میائی

       و چرخ می خوری و آفتاب پاییزی

       نشان پروازت را

       بر خاک

       چون نقطه ای کمرنگ

       و دور می یابد.

       چه تنگ حوصله است آسمانت

       که سایه ی برگی لرزان می پوشاندت

       نگاه کن

       نگاه استوایی

       تمام قاره ها را گرم کرده است

       و آن زمان که در اقصای نور

       ستاره ای دنباله دار

       مدار عالم را می گسترد.

       همین تویی که در این دایره

       مجال کوتاهت را دوره می کنی

       وبال می زنی و چشم هایت

       از گشتن

       درون تیرگی و خون و باد

       می لرزد.

       دمی به جانب دریا نگاه کن

       کلنگ ها پیکان پر درخشش پروازشان را

       به جانب افق دوردست رها کردند

       کنار نیزاران

       خاکستر سپیدی موج می زند

       و ساعتی دیگر

       کبودی خاموش

       تمام نیزاران را

       می پوشاند

       و آخرین بال

       به سینه افق دوردست

       فرو می رود.

       دمی نمی گذرد

       که شامگاه خسته ی پاییزت

       می بیند

       کزین مدار فراتر نرفته

       دوارت

       فرود آورده است

       و بال هایت را

       خاک و باد

       به بازی

       گرفتند.

شعر نزدیک شو محمد مختاری

دستی به نیمه تن خود می کشم

چشمهایم را می مالم

اندامم را  به دشواری به یاد می‌آورم

خنجی درون حنجره ام لرزشی خفیف به لب هایم می دهد

نامم چه بود؟

این جا کجاست؟

دستی به دور گردن خود می لغزانم

سیب گلویم را چیزی انگار می‌خواسته است له کند

له کرده  است؟

در کپه ذغاله به دنبال تکه ای آینه می‌گردم

چشمم به روی دیواری زنگار بسته می‌ماند

خطی سیاه  و محو نگاهم را می‌خواند:

«آغاز کوچه های تنها

و مدخل خیابان های دشوار

تف کرده است دنیا در این گوشه خراب

و شیب فاضلاب های هستی انگار  این جا

پایان گرفته است»

باد عبور سال هائی که از این جا گذشته است  اندامم را می‌برد

و سایه ای کرخت و شرجی درست روی سرم افتاده است.

سنگینی پیاده رو از رفتن بازم می‌دارد

می‌ایستم کنار ساختمانی که ناتمام ویران شده است

خاکستر از ستون های سیمانی

افشانده می‌شود بر اشیاء کپک زده

از زیر سقف سوراخی گاهی سایه ای بیرون می‌خزد

خم می‌شود به سوی گودالی

که در کف اش وول می‌خورند سایه های نمور گوش ماهی ها

دستی به سوی سایه دیگر دراز می‌شود

و محو  می‌گردد

در سایه  بلند جرثقیلی  زنگ زده

و حلقه طنابی درست روی سرم ایستاده است

در انقباض ناگهانی

دردی کشیده می‌گذرد از تشنج خون

 انگار چشم هایم

آن جا به روی سیم های خاردار پرتاب شده است.

نیمی از این تن

اکنون آشناست.

نیم دیگر

آن سایه شکسته است که دوران انحلالش

پایان  گرفته است.

تنها نیاز تاریکی را به خاطر می آورم

مثل پوستی هنوز بر استخوان کشیده  و

چهره اش در نیمی از چهره زمین

گم گشته

تا آدمی تنزل یابد به ناگزیرترین شکل خویش و

نیم سایه گرسنگی تنش را چون کسوف دایم بپوشاند

و هر زمان که چشمانش فرو می‌افتد

بر نیم آفتابی ذهنش

چشم بندی بر تلالو خونش ببندد

سرنگونش آویزند

در چاه های شقاوت:‌

حس کبود غار که تنهامان  نگذاشته است از سایه ای به سایه و

چاهی به چاه و

ریشه های ظلمت را گره زده ست به گیسوان مان

«گیسوی کیست این که به زنگار می زند؟

وز سیم خاردار

آویخته است؟‌»

گام ها از پی هم می رسند

تخت کبود و قوس  درد که تو در تو فرو می آید پر شتاب و

کلاف عصب را برش می زند

در کف پا و

زیر چشم بند فرو می‌رود

خون و لعالب دندان های هم را حس می‌کنیم از کهنه پاره  ای خشکیده

که راه های صدا را نوبت  به نوبت در دهان هریکمان بسته است و جیغ ها

برمی‌گردد

تا سرازیر شود به درون

آماس می‌کند روح و تاول بزرک می‌ترکد در خون و ادرار

از نیم سایه ای که فرو افتاده است بر خاک

دستی سپید ساق عفن ر ا می برد و می اندازد در سطل زباله.

گنجشک های سرگردان

دیگر درنگ نمی‌کنند

بر سیم ها که رمز شقاوت را می‌برند

و عابران – که اکنون کم کم می‌بینمشان –  می آیند و می روند

نه هیچ یک نگاهی می‌اندازد

نه هیچ یک دماغش را می‌گیرد

و تکه ای از آفتاب انگار کافی است تا از هم بپاشند

هم ذاتی عفونت و وحشت که سایه ای یگانه پیدا می‌کنند

تابوت ها که راه گورستان را

تنها

می پیمایند

و این خیابان دراز که غیبتش را تشییع می‌کند.

-« آه آن نیمه ام کجاست؟

تا من چقدر گورستان باقی است؟»

گودال ها چه زود پر شد

از ما که از طناب ها و آمبولانس ها یکدیگر را پائین

می‌آوریم

حتی صدای هیچکس را انگار نشنیدم

تا آمدی و ایستادی روزی بر سینه بیابانی

و از تشنج خونت آوائی برخاست

که یک روز در تنم

پیچیده بود و تاول را ترکانده بود.

اشعار محمد مختاری

بیشتر بخوانید :

شعر در مورد بدهکاری

شعر در مورد باجناق

شعر در مورد آه مظلوم

شعر در مورد اعتکاف

شعر در مورد بدگمانی

شعر در مورد اصل و نسب

سه‌شنبه 4 اردیبهشت 1397 ساعت 02:55

شعر در مورد اصل و نسب

شعر در مورد اصل و نسب ,شعر درباره اصل و نسب,شعر در مورد اصل و نصب,شعر اصل و نسب,شعر مایه اصل و نسب در گردش دوران,شعر درباره اصل و نسب,شعر در مورد اصل و نسب,شعر مایه اصل و نسب,شعر مایه اصل و نصب در گردش دوران زر است,شعر مایه اصل و نسب در گردش دوران زر است,شعر در مورد اصل و نصب,شعر مایه اصل و نصب,شعر مایه اصل ونصب درگردش دوران زر است

شعر در مورد اصل و نسب

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد اصل و نسب برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

زاده علم موالیدش جهان ما و طبن

(لم یلد لم یولدش) آئینه اصل و نسب

از تصنع گر همه ما و تو آرد بر زبان

میم و نون دارد همان شکل کشاد و بست لب

شعر در مورد اصل و نسب

آراست نسب نامه خود را به دو مطلع

هر کس نسب خویش مزین به حسب کرد

در خلوت خورشید ز خمیازه آغوش بیطاقتی

صبح مرا مست طلب کرد

شعر درباره اصل و نسب

رساند جوهر تیغش نسب را

به صلب ذوالفقار شاه مردان

اگر بر کوه آهن حمله آرد

شود چون قطره سیماب لرزان

شعر در مورد اصل و نصب

هر طایفه با قومی خویشی و نسب دارند

من با غم عشق تو خویشی و نسب دارم

بیرون مشو از دیده ای نور پسندیده

کز دولت نور تو مطلوب طلب دارم

شعر اصل و نسب

از سرمجموع اصل مگذر

کاین اصل جدا جدا چه دارد

این کاه سخن دگر مپیما

بندیش که کهربا چه دارد

شعر مایه اصل و نسب در گردش دوران

چو اصل رنگ بی رنگست و اصل نقش بی نقشست

چو اصل حرف بی حرفست چو اصل نقد کان اینک

تویی عاشق تویی معشوق تویی جویان این هر دو

ولی تو توی بر تویی ز رشک این و آن اینک

شعر درباره اصل و نسب

چون بی سبب خلیفه نسب بودم، از قدیم

تخت سخن گرفتم و افسر به من رسید

در قلب گاه نطق چو کردم دلاوری

میر سپاه گشتم و لشکر به من رسید

شعر در مورد اصل و نسب

نی قابل عجزیم نه مقبول تعین

از ننگ بآدم که رساند نسب ما

پیداست که جز صورت عنقا چه نماید

آئینه ندارد دل (بیدل) لقب ما

شعر مایه اصل و نسب

جهان قلمرو اظهار بی نیازیهاست

کدام ذره که او نیست آفتاب نسب

سر از ره تو چسان واکشم که بی قدمت

رکاب با دل سنگین تهی کند قالب

شعر مایه اصل و نصب در گردش دوران زر است

دستت ببازوی نسب مرتضی قوی

تیغ ترا همین حسب ذوالفقار فتح

یک غنچه غیر گل نتوان یافت تا ابد

در گلشنی که کرد حقش آبیار فتح

شعر مایه اصل و نسب در گردش دوران زر است

ز تو تا غیر تو فرق است ارچه

نسب از آدم دارند به ذات

گرچه هر دو ز جلبت سنگند

فرق باشد ز منی تا به منات

شعر در مورد اصل و نصب

وآن کس که به تو رسد مرا گوید

کو مهر تب تو بر دو لب دارد

بس تاریک است روز خاقانی

مانا که ز زلف تو نسب دارد

شعر مایه اصل و نصب

وقت آن کز نسب نهد خود را

از ملایک نهد نه ز آدمیان اول

از شیر سرخ لاف زند

پس درآید سگ سیه ز میان

شعر مایه اصل ونصب درگردش دوران زر است

به نسبت از تو پیمبر بنازد ای سید

که از بقا نسب ذات توست حاصل ازو

عزیز ز تو کس نیست بر پیمبر از آنک

سلاله گل اوئی و لاله گل او

شعر در مورد اصل و نسب

اگر در هنرها

هنر دیدمی

به خاقانی

آن را نسب کردمی

شعر در مورد اصل و نسب

بیشتر بخوانید :

شعر در مورد بذل و بخشش

شعر در مورد بله برون

شعر در مورد خمس

شعر در مورد خلاقیت

شعر در مورد شیعه

شعر در مورد پشت سر حرف زدن

سه‌شنبه 28 فروردین 1397 ساعت 12:13

شعر در مورد پشت سر حرف زدن

شعر در مورد پشت سر حرف زدن ,شعر درباره پشت سر حرف زدن,شعر برای پشت سر حرف زدن,شعر در باره پشت سر حرف زدن,شعر با پشت سر حرف زدن,شعر درمورد پشت سر حرف زدن,شعر با کلمه پشت سر حرف زدن,شعر با کلمه ی پشت سر حرف زدن,شعری در مورد پشت سر حرف زدن,شعری درباره پشت سر حرف زدن,شعر درباره ی پشت سر حرف زدن,شعر کودکانه در مورد پشت سر حرف زدن,شعر مفهومی در مورد پشت سر حرف زدن,شعرهای کودکانه در مورد پشت سر حرف زدن

شعر در مورد پشت سر حرف زدن

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد پشت سر حرف زدن برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

 تحقیرت هم کنم

کافـــی نیست

تفریقت میکنم

از تمام زندگی ام

شعر در مورد پشت سر حرف زدن

یه زمانی می گفتن

از تو چشماش میشه فهمید

راست میگه یا دروغ …

اما حالا دیگه اینقدر توانمند شدن بعضیا

که با چشمشونم دروغ میگن …

شعر درباره پشت سر حرف زدن

عشق هایت را مثل

کانال تلویزیون عوض می کنی

و افتخار می کنی،

که عشق برایت این چنین است !

و من می خندم …

به برنامه هایی که هیچکدام ،

ارزش دیدن ندارند . . .

شعر برای پشت سر حرف زدن

قرار نیست که همیشه من خوش باشم …

دیروز من خوش بودم از اینکه در کنارت بودم …

امروز دیگری خوش است برای با تو بودن …

و فردا یکی دیگر…

از تلاش دست نکش عزیزم

که چشم ملتی به توست …

تو می تونی …

شعر در باره پشت سر حرف زدن

من دلم گرم تو بود ،

تو سرت گرم دلم …

شعر با پشت سر حرف زدن

“حوا” که باشی

بعضی ها “هوا ” برشان می دارد

که “آدمند ” !!!

شعر درمورد پشت سر حرف زدن

بــــــــــــــــــعضی ها را دَر جوب بایــَد شــُست

تــا لــَجن ها هَمه خوشحــال شــَوند کــه

کــَـثیف تـــَر اَز خوُدشــان هَم هــَست . . .

شعر با کلمه پشت سر حرف زدن

دنیا رو می بینی ؟

حرف حرف میاره ، پول پول میاره ، خواب خواب میاره …

ولی محبت خیانت میاره !

شعر با کلمه ی پشت سر حرف زدن

نه حرفی برای گفتن …

نه امیدی برای ماندن …

نه پایی برای رفتن …

نه تمایلی برای دوباره ساختن …

تو از اول هم هیچ نداشتی !

شعری در مورد پشت سر حرف زدن

کاش یاد تو

به سان فلفلی زیر بینی

که تحریکت میکند عطسه کنی،

قلبم را تحریک میکرد

تا هرآنچه از تو در قلب دارم

بیرون بریزد . . .

شعری درباره پشت سر حرف زدن

گاهی به بعضیا باید بگی عزیزم

اگه برام بزرگ شده بودی

فقط به خاطر خطای دیدم بود

میدونی که من

آستیگماتم

شعر درباره ی پشت سر حرف زدن

داور قلبم نه سوت دارد

نه کارت قرمز…

راحت باش…

تا دلت می خواهد خطا کن

سکوت میکنم باز هم سکوت میکنم

شعر کودکانه در مورد پشت سر حرف زدن

این روزها جای خالی ” تـو ” را

با عروسکی پر می کنم

همانند توست مرا ” دوست ندارد ”

احساس ندارد !

اما هر چه هست

” دل شـکـســتـن ” بلد نیست

شعر مفهومی در مورد پشت سر حرف زدن

دل من تنها بود …

دل تو اما نه …

آفرین بر دل پر مشغله ات …

کز سر لطف با دلم بازی کرد …

شعرهای کودکانه در مورد پشت سر حرف زدن

گفتم فراموشت میکنم !

گفت نمیتونی …

رفت ، بعد از یه مدت برگشت ؛

گفت دیدی نمیتونی ؟

گفتم شمــــــا ؟

شعر در مورد پشت سر حرف زدن

بیشتر بخوانید :

شعر در مورد داعش

شعر در مورد زخم زبان

شعر در مورد رخ یار

شعر در مورد رودخانه

شعر در مورد زندان

( تعداد کل: 553 )
<<    1       2       3       4       5       ...       111    >>